close
تبلیغات در اینترنت
مشاوره بر مبنای روان درمانی فکری
loading...

بهترین مشاور

مشاوره بر مبنای روان درمانی فکری شاخه ای از روان شناسی می باشد که شامل فلسفه بودیایی شرقی و روش های مرسوم بالینی مربوط به روان شناسی غربی می باشد. که با روانشناسی شناختی رفتاری در ارتباط است. این نوع از روان درمانی بر مبنای این ایده شکل گرفته است که همه افراد دارای یک بینش درونی می باشند که برای درمان یافتن از درد، ضروری می باشد. افرادی که به درمان مراجعه می کنند تا خودآگاهی خود را افزایش دهند، سلامت کلی خود را بهبود بخشند و حس بهزیستی عمومی را ارتقاء دهند، می توانند از روش درمانی فکری، به…

مشاوره بر مبنای روان درمانی فکری

tina بازدید : 5 سه شنبه 19 تير 1397 نظرات ()

مشاوره بر مبنای روان درمانی فکری شاخه ای از روان شناسی می باشد که شامل فلسفه بودیایی شرقی و روش های مرسوم بالینی مربوط به روان شناسی غربی می باشد.

که با روانشناسی شناختی رفتاری در ارتباط است.

این نوع از روان درمانی بر مبنای این ایده شکل گرفته است که همه افراد دارای یک بینش درونی می باشند که برای درمان یافتن از درد، ضروری می باشد.

افرادی که به درمان مراجعه می کنند تا خودآگاهی خود را افزایش دهند، سلامت کلی خود را بهبود بخشند و حس بهزیستی عمومی را ارتقاء دهند، می توانند از روش درمانی فکری، به عنوان یک رهیافت مفید و موثر بهره مند شوند.

مشاوره بر مبنای روان درمانی فکری

فهرست مطالب روان درمانی فکری

  • مشاوره بر مبنای روان درمانی فکری چه چیزی است؟
  • نظریه مربوط به روان درمانی فکری
  • تکنیک های مربوط به روان درمانی فکری
  • چرا روش روان درمانی فکری یک روش منحصر به فردی می باشد؟
  • مشاوره بر مبنای روان درمانی فکری به چه نحوی می تواند مفید باشد؟
  • آموزش روان درمانی فکری
  • محدودیت ها و نگرانی های مربوط به روان درمانی فکری

پیشینه روان درمانی فکری

روان درمانی فکری در دهه ۱۹۷۰ و توسط یک متخصص مدیتیشن تبتی، به اسم چوگیام توگپا رینپوچ[۱] ، که یکی از افراد مهم در انتقال، معرفی و اشاعه بودیسم در دنیای غرب بوده است، گسترش داده شد.

وی برای انجام این کار خود با یک چالش جدی روبرو بود.

این چالش عبارت از این تفکر بود که بودیسم تنها یک ایدئولوژی و طرز تفکر مذهبی است و کاربرد دیگری ندارد.

رینپوچ برای توضیح مشخص فلسفه بودیسم و ایجاد یک مفهوم ملموس و قابل درک از آن برای غربی ها، زبان و نظریه روان شناسی غرب را مورد پذیرش قرار داد و در کارهای خود از آن استفاده کرد.

وی از عبارات و کلماتی از قبیل “افسردگی” و “الگوی ذهنی ناخود آگاه”  استفاده کرد تا افراد بتوانند با استفاده از آن، مدیتیشن را به عنوان چیزی غیر از روش ها و تمرینات مذهبی رمزی و مبهم تصور کنند.

وی در سال ۱۹۷۴ موسسه نروپا[۲] (که بعدا به دانشگاه نروپا تبدیل شد) رادر بولدر، کولورادو تاسیس کرد تا کلاس های مربوط به روان شناسی فکری را ارائه دهد.

از آن زمان، روان درمانی فکری جزء روش های و تمرینات درمانی بوده است که تکنیک های تفکری  بودیسم را با نظریه و کاربرد های روان شناسی غربی ترکیب می کند.

رابطه روانشناسی فکری و مکاتب شرقی

مشاوره بر مبنای روان درمانی فکری برخی از جنبه های بودیسم، همانند مدیتیشن، آگاهی و مفهوم “سلامت عقلی مناسب”  می باشد که همراه با آن، یک مفهوم مشخصی از سلامتی، استفاده از رابطه درمانی صمیمی، و کشف مراحل مربوط به توسعه بشری که جزو روش های مرسوم درمانی غرب می باشد، مورد استفاده قرار می دهد.

روان درمان های فکری بر این باورند که افراد ذاتا خوب هستند و دارای یک ظرفیتی می باشند که سلامت عقلی مناسب نامیده می شود.

این مفهوم اصلی بیانگر چیزی است که مشاوره خانواده بر اساس روان درمانی فکری از آن، به عنوان ماهیت بنیادین وجودی انسان حمایت می کند و عبارت است از اینکه:

همه افراد در درون خود دارای یک بینش طبیعی هستند،

و این بینش می تواند برای دستیابی به سلامتی و خود آگاهی مورد استفاده قرار گیرد.

باور بر این است که سلامت عقلی مناسب همواره، حتی در زمانی که به صورت کامل مشاهده نشود، وجود دارد.

هدف از روان درمانی فکری کمک به افراد برای کشف کردن سلامت عقلی مناسب و متصل شدن به منابع درونی برای دست یابی به یک بهزیستی ارتقاء یافته می باشد.

نظریه مشاوره بر مبنای روان درمانی فکری

نظریه روان درمانی فکری بر اساس اصول بودیسم ساخته شده است و از فلسفه بودیسم به عنوان چارچوب نظری اصلی خود استفاده می کند.

با این وجود، این رهیافت شامل نظریه مربوط به مدل های روان شناسی مرسوم، همانند رهیافت های روان پویشی و بشر دوستانه می باشد.

نظریه مشاوره بر مبنای روان درمانی فکری

مبنای اصلی رهیافت روان درمانی فکری از چهار حقیقت اصلی بودیسم ایجاد شده است که عبارتند از:

حقیقت مربوط به رنج

افراد تمایل دارند تا تجارب دردناک و رنج آور خود را انکار کنند، یا آن را نادیده می گیرند و یا اینکه در مورد آن بحث و جدل می کنند.

ولی در حقیقت همه افراد چنین تجاربی دارند، و الگوی زندگی آنها بر اساس رنج می باشد.

حقیقت مربوط به مبدا رنج

رنج در نتیجه تلاش برای ایجاد یک درک ثابت و غیر قابل تغییر نسبت به خود یا نفس ایجاد می شود.

بر اساس تفکرات بودیسم این عامل خودش منجر به ایجاد رنج می شود، به دلیل اینکه هیچ خود ثابت و مشخصی وجود ندارد. افراد همواره در حال تغییر هستند.

حقیقت مربوط به توقف رنج

افراد بعد از آنکه شناخت پیدا می کنند که تلاش آنها برای ایجاد یک خود ثابت، تلاشی بیهوده است، این توانایی را پیدا می کنند تا رنج را متوقف کنند.

آنها می توانند خود واقعی شان را بپذیرند و با از بین بردن ظواهر مربوط به یک خود غیر واقعی و فریبنده، در خود ها و هستی های اصلی خودشان احساس راحتی داشته باشند.

حقیقت مربوط به مسیر و راه

بعد از آنکه افراد، خود های واقعی شان را بپذیرند، آنها نسبت به مسیری که منحصر به فرد و مختص خودشان می باشد، آگاهی و شناخت پیدا می کنند.

این پروسه طولانی مدت و ثابت مربوط به توسعه، راه دستیابی به اهداف آنها می باشد.

برای برخی از افراد، روان درمانی می تواند در طی این فرآیندهای مذکور مفید باشد.

تکنیک ها و روابط درمانی

این حقایق یک راهنمای کلی مربوط به درمان می باشد،در حالی که در اصول مربوط به روان شناسی غربی، ساختار ارائه می شود.

چهار حقیقت اصلی ذکر شده می تواند به عنوان راهنمایی برای درمان در نظر گرفته شود، در حالیکه تکنیک ها و روابط درمانی دارای نقش حمل کننده و خودرو می باشند.

تاثیر مربوط به نظریه روان پویشی، می تواند به عنوان روشی در نظر گرفته شود که روان درمانی فکری با استفاده از آن، اقدامات صورت گرفته در دوره درمانی را مفهوم سازی می کند.

همچنین این روش شامل نظریه بشر دوستانه می باشد.

تاکید ویژه ای بر روی ارزش رابطه درمانی و اهمیت توجه به شرایط فعلی در طول درمان دارد. برخی از جنبه های مربوط به روانشناسی مرسوم، به عنوان عوامل مهم در روان درمانی فکر در نظر گرفته شده اند که عبارتند از:

جلسات مدیتیشنی و آگاهی شاماتها[۳]

در طول این جلسات مدیتیشن، درمانگر به افراد کمک می کند تا تفاوت مابین بودن در زمان کنونی و سایر زمان ها را کشف کند.

این تمرین آگاهی، به افراد اجازه می دهد تا انحرافات و اریب ها را بشناسند.

به این آگاهی دست یابند که انتظارات خود یا نفس، منجر به از بین بردن سلامت عقلی مناسب آنها می شود.

مایاتری[۴]

درمانگر به افراد درمانجو کمک می کند تا تمام خود ها و تجربیات واقعیشان را بپذیرند.

معمولا به افراد آگاهی و شناخت داده می شود و این افراد با استفاده از آن می توانند روش هایی را پیدا کنند تا از چالش هایی که خود واقعی شان با آن مواجه است، ممانعت و جلوگیری به عمل بیاورند.

همچنین افراد درمانجو می توانند روش هایی را یاد بگیرند تا یک دید کنجکاوانه و ملایمی نسبت به تمام تجربیات خودشان داشته باشند.

مواردی را که با ایده آنها در رابطه با “خود ثابت” مخالف دارد را رد نکنند.

معمولا هدف از این روش، ایجاد حس “رفاقت و پذیرش بی شرط” نسبت به خود و دیگران می باشد.

برخورد و رد شدن

درمانگر از یک سری تکنیک ها استفاده می کند تا افراد درمانجو در زمان حال بمانند.

آنها با وقوع تجربیات خودشان، آن را لمس می کنند و اجازه می دهند تا رد شود و از ایجاد زیان و آسیب در واکنش های عاطفی جلوگیری کنند.

پروسه هشیاری

این پروسه شامل هوشیاری و مایاتری می باشد:

در هوشیاری و یا آگاهی، درمانگر با ایجاد تجارب، بر روی این تجارب تمرکز می کند و در مایاتری، “مشاوره خانواده” به تجربه اجازه می دهد تا خود واقعی اش باشد (به طور کامل و بدون دخالت انجام گیرد) و بعد از آن اجازه می دهد تا رد شود.

برای مثال، در صورتی که یک فرد عصبانی شود و سر درمانگر داد بزند، در ابتدا ممکن است که درمانگر یک حس دفاعی داشته باشد.

در اغلب موارد این ریتم بر روی تبادل مابین درمانگر و فرد درمانجو تاثیر مثبتی دارد.

چرا روش روان درمانی فکری یک روش منحصر به فرد است؟

یکی از تفاوت های مابین روان درمانی رایج و روان درمانی فکری، توجه کردن روان درمانی فکری بر روی شرایط و علامت های مربوط به سلامت روانی می باشد.

بیشتر رهیافت های غربی تمایل دارند تا بر روی منبع درد فرد متمرکز شوند و این گونه مشکلات را تشخیص دهند تا علائم مربوط به آن را بهبود دهند.

از طرف دیگر، روان درمانی فکری تاثیرات آسیب ها و چالش های عاطفی گذشته را به عنوان حدودی در نظر می گیرد که می تواند مانع از بینش درونی فرد شود و این بینش نتواند در درمان این تاثیرات به فرد کمک کند.

طرفداران روان درمانی فکری بر این عقیده هستند که آگاه سازی خود نسبت به واقعیتی که دارد و بتواند تمام اتفاقات چالش زا و مشکلات تجربه شده را به صورت کامل درک می کند، کلید اصلی دست یابی به درمان می باشد.

هدف غالب روش های درمانی مرسوم غربی، کمک به افراد برای قرار گرفتن در یک وضعیت جدیدی می باشد که این افراد علاقه دارند در آن شرایط قرار گیرند.

در مقابل، روان درمانی فکری تلاش دارد تا به افراد کمک کند که خود های واقعی را بشناسد و مورد پذیرش قرار دهد و بتواند از طریق پذیرش و بینش درونی به یک راه حل درمانی دست یابد.

روان درمانی بالینی به چه نحوی کمک می کند؟

برای افرادی که تمایل به افزایش آگاهی دارند، روش روان درمانی فکری می تواند مفید باشد.

افزایش آگاهی می تواند به افراد کمک کند تا تاثیرات مربوط به مشکلات سلامت روان را به خوبی تشخیص دهند و آن را حل کنند.

برای مثال، فردی که عادات خریدش در نتیجه اضطراب و استرس ایجاد می شود و در نهایت منجر به اضطراب و استرس بیشتری می شود، می تواند یاد بگیرد تا در موقعی که تمایل به خرید دارد، یک علامتی برای خود بگذارد.

هر مشکل و احساسی را که در آن زمان تجربه می کند را آزمون کند، و تلاش کند تا با استفاده از تمرینات و روش های جدید، اضطراب را کاهش دهد و از ایجاد اضطراب جدید جلوگیری کند.

بنابراین افرادی که دچار آسیب می شوند، می توانند با استفاده از روان درمانی فکری، رنجی را که از آن اتفاق ایجاد  شده است را شناسایی کنند و آن را بپذیرند.

طرفداران روان درمانی فکری بر این باورند که با پذیرش تجارب دردناک و داشتن یک دید مشخص و دقیق نسبت به آنها، افراد می توانند سلامت عقلی و یا عقل سلیم خود را پیدا کنند و با استفاده از آن درمان یابند.

در نتیجه این افراد در ادامه زندگی خود می توانند وضعیت بهزیستی بهتری را تجربه کنند.

ممکن است تاثیرات مربوط به احساسات منفی، که در نتیجه شرایط خاص از قبیل اضطراب یا افسردگی ایجاد می شوند، در زندگی فرد ادامه دار باشد.

یک رهیافت روان درمانی فکری می تواند به این افراد کمک کند تا واقعیت را بپذیرند و راه حل هایی را پیدا کنند و در نتیجه به جای تلاش برای از بین بردن این احساسات، رابطه خود را با این وضعیت مناسب تر کنند.

تحقیقات انجام شده توسط روان درمانی بالینی

یکی از تحقیقات انجام شده در مورد زنان دارای سرطان سینه به این نتیجه رسیده است که این افراد با استفاده از رهیافت خود بهبودی فکری می توانند به وضعیت بهزیستی بهتری دست یابند.

بعد از ۲۰ هفته از شروع برنامه، بیشتر افراد شرکت کننده در این مطالعه، احساس استرس و ترس کمتری را گزارش دادند.

همچنین این زنان عنوان کردند که یک سری مهارت ها را یاد گرفته اند که برای مقابله با احساسات منفی و اقدامات درمانی به این افرا کمک می کند.

به دلیل اینکه روش روان درمانی تنها به داشتن تفکر مثبت تاکید نمی کند و علاوه بر آن افراد درمانجو را تشویق می کند که تفکر و شناخت باز و مناسبی نسبت به تمام تفکرات و تصاویر منفی و مثبت داشته باشند.

همچنین این روش علاوه بر افراد دارای سرطان، برای افراد که با دیگر بیماری های جدی و خطرناک مواجه هستند، نیز مفید می باشد.

در صورتی که این روش نسبت به تفکرات منفی افراد سرطانی در مورد بیماری شان بی توجه باشد، می تواند منجر به ایجاد وضعیت بدتر برای این افراد شود.

آموزش مشاوره بر مبنای روان درمانی فکری

هر چند که رهیافت روان درمانی فکری یک روش تقریبا جدیدی است، ولی درمانگران سلامت روانی و دیگر متخصصان سلامتی علاقه مند به این رهیافت، می تواند یک دوره آموزشی مداوم را ادامه دهند.

در برنامه های آموزشی که در سرتاسر اروپا و ایالات متحده ارائه می شود، گواهی نامه های مورد نیاز را بدست بیاورند.

شاید یکی از شناخته شده ترین برنامه های آموزشی، دوره فشرده دو ساله در زمینه روان درمانی فکری می باشد که توسط موسسه نالاندا[۵] ارائه می شود.

این برنامه علاوه بر کلاس های حضوری که می توانند در تورنتو، نیویورک و بارسلونا ارائه می شود، دوره های آموزشی اقماری و یادگیری از راه دور را ارائه می دهد.

دانشجویان دانشگاه ناروپا[۶] (که قبلا به عنوان موسسه ناروپا بود) در بولدر، کولاریدو می توانند در دوره لیسانس روان شناسی فکری و در دوره ارشد مشاوره سلامت روانی بالینی، که تمرکز ویژه ای روی روان درمانی فکری و دیگر رهیافت های درمانی آگاهی دارند، تحصیل کنند.

این دانشگاه به عنوان یکی از پیشروان رهیافت های مبتنی بر آگاهی ملی در نظر گرفته می شود.

متخصصان علاقه مند به این رشته درمانی می توانند به وب سایت دانشگاه ناروپا[۷] مراجعه کنند.

آموزش مشاوره بر مبنای روان درمانی فکری

محدودیت های مربوط به روان درمانی بالینی

به دلیل اینکه این رهیافت درمانی در حد گسترده ای شناخته نشده است، منابع مربوط به این روش محدود می باشد.

همچنین تحقیقات علمی محدودی برای تعیین کارایی این روش درمانی انجام شده است.

با این وجود، این روش درمانی در حال گسترش و توسعه می باشد و مطالعات بعدی می تواند منجر به ارتقاء کارایی های مربوط به این رهیافت درمانی جایگزین شود.

روان درمانی فکری بر روی مدیتیشن و آگاهی تاکید می کند و ممکن است که برخی از افراد آن را به عنوان یک راه حل معنوی در نظر می گیرند.

همچنین ممکن است که برخی از افراد درمانجو نتوانند به راحتی از این رهیافت درمانی استفاده کنند.

افرادی که در بررسی و پذیرش جنبه های منفی مربوط به خود و / یا خاطرات مشکل و دردناک با چالش هایی مواجه هستند.

ممکن است از پذیرش واقعیت امتناع کنند و یک رهیافت درمانی را انتخاب کنند که یک دید متفاوت و غیر واقعی نسبت به این مشکلات داشته باشد.

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 1799
  • کل نظرات : 25
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 23
  • آی پی دیروز : 22
  • بازدید امروز : 79
  • باردید دیروز : 138
  • گوگل امروز : 3
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 217
  • بازدید ماه : 1,147
  • بازدید سال : 10,461
  • بازدید کلی : 10,461